سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

172

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وتشنيع عظيم مىنمود ( 1 ) ، پس به كمال وضوح ظاهر شد كه خود ابن عباس اين تعليل را موجب اختصاص حكم فسخ حج به آن زمان وعدم استمرار وبقاى آن ندانسته ، بلكه نزد ابن عباس جواز فسخ حكم دايم ومستمر وثابت است إلى يوم القيامة . بس عجب كه تقليد ابن عباس در اثبات اين تعليل مىنمايند ، واز عدم دلالت اين تعليل بر اختصاص نزد ابن عباس غضّ بصر مىسازند ، ما هكذا تورد يا سعد الإبل ! ( 2 ) فللّه الحمد كه تمسك به حديث ابن عباس بر ايشان وزر ووبال ، وعين عذاب ونكال گرديد ; زيرا كه از اين تمسكشان علاوة بر ديگر إفادات وتصريحات ظاهر است كه : قول ابن عباس حجت است ، وچون ابن عباس قائل به بقاى فسخ حج وعدم اختصاص آن است ، حسب تمسكشان جواز فسخ حج به كمال وضوح وظهور ثابت گشت ، ومخالفت خليفه ثاني واتباع واشياعشان حق واضح را مبرهن گشت ( عدو شود سبب خير گر خدا خواهد ) .

--> 1 . از مصادر عديده گذشت ، به خصوص زاد المعاد 2 / 186 - 187 ، 195 - 196 . 2 . يعنى : شتران را اينگونه آب نمىدهند . كناية از بد انجام دادن كارى واعتراض به آن . علامه مجلسي ( رحمه الله ) از “ مجمع الأمثال “ ميدانى 2 / 236 - 237 نقل كرده است كه مالك بن زيد ديد برادرش شتران را بد آب مىدهد ، واز عهده آن درست بر نمىآيد ، خطاب به أو اين بيت را گفت . بحار الأنوار 4 / 239 .